بفتاة
🌐 دختر
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دختر
جمله سازی با بفتاة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احتفل المجتمع بفتاة الملصق الخاصة بهم، التي مثلت التنوع والصلابة.
جامعه از دختر نمونه خود که نماینده تنوع و انعطافپذیری بود، تجلیل کرد.
💡 في الحفل، ظهرت بفتاة أنيقة ترتدي ثوبًا أزرق طويلًا.
در آن مهمانی، او در هیبت دختری زیبا با لباسی بلند و آبی رنگ ظاهر شد.
💡 التقطت الكاميرا صورة جميلة بفتاة تبتسم أمام البحر.
دوربین عکس زیبایی از دختری که روبروی دریا لبخند می زد، ثبت کرد.
💡 كان مقدم الشكوى على علاقة بفتاة من أصل أرمني.
شاکی با دختری ارمنی تبار در رابطه بود.
💡 خرج الأب إلى السوق بفتاة صغيرة تمسك بيده بإحكام.
پدر در حالی که دختر کوچکی دستش را محکم گرفته بود، به بازار رفت.
💡 قال الشاب بهدوء: أنا علی علاقة بفتاة من مدينتي منذ عام.
مرد جوان با خونسردی گفت: یک سال است که با دختری از شهر خودم در ارتباط هستم.