بعاد
🌐 فاصله
این واژه معمولاً به «بُعَاد» یا «بُعاد» نزدیک است و از ریشهٔ «بعد» میآید، یعنی «دوری»، «فاصله» یا «دوران / دور بودن». در برخی کاربردها میتواند به صورت جمع یا صفتی برای «دور» بهکار رود. بنابراین معنای کلی آن با «دورى» و «فاصله» مرتبط است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دور از عقلانیت
جمله سازی با بعاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلس الأصدقاء بعاد عن الضجيج ليستمتعوا بالمحادثة في هدوء.
دوستان دور از سر و صدا نشستند تا در آرامش از گفتگو لذت ببرند.
💡 وقف الحارس بعاد عن الباب ليراقب الحركة دون أن يزعج الزوار.
نگهبان دور از در ایستاده بود تا رفت و آمد را زیر نظر داشته باشد، بدون اینکه مزاحم بازدیدکنندگان شود.
💡 سافر الأب بعاد بحثًا عن عمل أفضل في مدينة أخرى.
پدر باد در جستجوی شغل بهتر به شهر دیگری سفر کرد.