بطاقات

🌐 کارت‌ها

واژه «بطاقات» جمعِ «بطاقة» است و به معنی «کارت‌ها» می‌باشد. این کارت‌ها می‌توانند انواع مختلفی داشته باشند؛ مانند کارت شناسایی، کارت هدیه، کارت بانکی، کارت تبریک یا کارت‌های اطلاعاتی.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کارت‌ها

📌 کارت

📌 بلیط

📌 برچسب‌ها

📌 عبور می کند

جمله سازی با بطاقات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هل لديكم بطاقات بريدية عليها صور المدينة القديمة؟

آیا کارت پستال‌هایی با تصاویر شهر قدیمی دارید؟

💡 في كريسماس يحرص كثير من الناس على إرسال بطاقات المعايدة للأصدقاء.

در کریسمس، بسیاری از مردم حتماً برای دوستان خود کارت تبریک می‌فرستند.

💡 ‬وأرج َع بطاقات اعتماد فكرية جديدة تطوي الخرافات‪.

و من مدارک فکری جدیدی را ارائه خواهم داد که افسانه‌ها را از بین خواهد برد.

💡 أردت أن أشتري بطاقات بريدية وأرسلها إلى أصدقائي.

می‌خواستم کارت پستال بخرم و برای دوستانم بفرستم.

💡 هل لديكم بطاقات بريدية بأسعار مناسبة للسياح؟

آیا کارت پستال‌هایی با قیمت مناسب برای گردشگران دارید؟

💡 قصصت الورق بعناية لأصنع بطاقات صغيرة للهدايا.

من کاغذها را با دقت برش دادم تا کارت‌های هدیه کوچک درست کنم.

💡 وزعت المدرسة بطاقات الدعوة على أولياء الأمور.

مدرسه کارت دعوت را بین والدین پخش کرد.

💡 أشار الحارس إِلى الدخول فقط بعد التأكد من بطاقات الحضور.

نگهبان اشاره کرد که ورود فقط پس از بررسی کارت‌های حضور و غیاب مجاز است.

💡 اشترت الشركة بطاقات تهنئة خاصة بالمناسبة.

این شرکت کارت‌های تبریک ویژه‌ای را برای این مناسبت خریداری کرد.

💡 وقف الحارس داخلا البوابة ليتأكد من بطاقات الزوار.

نگهبان داخل دروازه ایستاده بود تا کارت‌های بازدیدکنندگان را بررسی کند.

💡 جمع الأطفال بطاقات ملونة من معرض الهدايا.

بچه‌ها کارت‌های رنگارنگی را از نمایشگاه هدایا جمع‌آوری کردند.

💡 قبل السفر، طلبت الشركة من المشاركين أن احصلوا على بطاقات الدخول من الاستقبال.

قبل از سفر، شرکت از شرکت‌کنندگان خواست تا کارت ورود را از پذیرش دریافت کنند.

💡 يَسمحُ المديرُ للطلابِ بالدخول بعد التأكد من وجود بطاقات الهوية.

مدیر پس از تأیید همراه داشتن کارت شناسایی دانش‌آموزان، به آنها اجازه ورود می‌دهد.

کلمات مرتبط