بزيارته

🌐 با عیادت از او

یعنی «با زیارت او» یا «در دیدار او». «زيارته» یعنی دیدار / زیارتِ او، و با «بـ» معنای همراهی یا مرتبط بودن با آن دیدار را می‌گیرد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 از او عیادت کرد

📌 برای عیادت از او

📌 بازدید کردن

📌 بازدیدها

جمله سازی با بزيارته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬وأخيرا َّ‬ ‫جاللة الملك نادي السيارات بزيارته األولى بعد اإلغالق‪

سرانجام، اعلیحضرت شاهنشاه برای اولین بار از زمان تعطیلی باشگاه اتومبیلرانی از آن بازدید کردند.

💡 وحين علمت بحالته الصحية، قمت بزيارته في المستشفي.

وقتی از وضعیت سلامتی‌اش مطلع شدم، در بیمارستان به عیادتش رفتم.

💡 ‫لم يكن متوقعا ذلك االتصال الذى أتاه من صديقه بالجامعة يستؤذنه ومعه مجموعة من أصدقاء‬ ‫الدفعة بزيارته بالمستشفى التى طالت رقدته بها

او از تماس دوست دانشگاهش که به همراه گروهی از همکلاسی‌هایش از او اجازه خواسته بودند تا در بیمارستانی که مدت زیادی در آن بستری بود، به ملاقاتش بروند، کاملاً متعجب شد.

💡 تحسّنتْ أمّهم كثيرًا بزيارته لها في المستشفى، لأن وجوده طمأنها.

مادرشان بعد از ملاقات او در بیمارستان، حالش خیلی بهتر شد، چون حضورش به او اطمینان خاطر می‌داد.

💡 استقبلَ الطبيبُ بزيارته في العيادة، ثم شرح له النتائج بهدوء ووضوح.

پزشک از او در کلینیک استقبال کرد، سپس با آرامش و وضوح نتایج را برایش توضیح داد.

💡 فرحَ المديرُ بزيارته غير المتوقعة، واعتبرها فرصةً لمناقشة المشروع الجديد.

مدیر از دیدار غیرمنتظره او خوشحال شد و آن را فرصتی برای بحث در مورد پروژه جدید دانست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران