بزيارة
🌐 بازدید
جمله سازی با بزيارة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهتممتُ بزيارة اخوٰلکم في القرية خلال العطلة الصيفية.
من حتماً در تعطیلات تابستانی به برادرانت در روستا سر میزدم.
💡 حين رأيتُ الصورة القديمة، أذكرتني بزيارة أولى إلى دمشق.
وقتی آن عکس قدیمی را دیدم، اولین سفرم به دمشق را به یاد آوردم.
💡 قومتما بزيارة المريض أمس، وكان ذلك دليلاً على وفائكما.
شما هر دو دیروز به ملاقات بیمار رفتید و این گواهی بر وفاداری شما بود.
💡 عندي من الوقت ما يسمح لي بزيارة صديقي بعد العمل.
من وقت کافی دارم که بعد از کار به دوستم سر بزنم.
💡 انتهى اليومُ بزيارة قصيرة للمكتبة العامة لاختيار بعض الكتب المفيدة للبحث.
این روز با بازدید کوتاهی از کتابخانه عمومی برای انتخاب چند کتاب مفید برای تحقیق به پایان رسید.
💡 حلمتُ بزيارة صديق قديم لم أره منذ سنوات طويلة.
خواب دیدم که به دیدن یک دوست قدیمی که سالهاست ندیدهام، میروم.
💡 وعدوا الأطفال بزيارة الحديقة غدًا إذا انتهوا من واجباتهم المدرسية في الوقت المحدد.
آنها به بچهها قول دادند که اگر تکالیفشان را به موقع تمام کنند، فردا به پارک بروند.
💡 فاجاتني صديقتي بزيارة قصيرة بعد سنوات من الغياب، فشعرت بفرح كبير.
دوستم بعد از سالها غیبت، با یک دیدار کوتاه مرا غافلگیر کرد و من احساس شادی زیادی کردم.
💡 وكلما ألححت عليها بزيارة طبيب كانت ترد: ال تقلق
هر وقت اصرار میکردم که به پزشک مراجعه کند، جواب میداد: نگران نباش.
💡 غدًا سيقوم الفريق بزيارة ميدانية إلى المصنع الرئيسي.
فردا تیم بازدید میدانی از کارخانه اصلی انجام خواهد داد.
💡 تفضلت بزيارة المكتب أمس، فسررنا كثيرًا بلقائك.
شما دیروز از دفتر بازدید کردید و ما از ملاقات شما بسیار خوشحال شدیم.
💡 فجيءَت العائلةُ بزيارة الأقارب في وقتٍ لم تكن تتوقعه.
خانواده با دیدار اقوام در زمانی که انتظارش را نداشتند، غافلگیر شدند.
💡 وعدته بزيارة والده في المستشفى، ثم تأجل الموعد بسبب العمل.
به او قول دادم که به ملاقات پدرش در بیمارستان بروم، اما بعد به دلیل مشغله کاری قرار ملاقات به تعویق افتاد.