بدون توقف
🌐 بدون توقف
قید (adverb)
📌 بدون توقف
📌 بیوقفه
📌 بدون وقفه
📌 به طور غیرقابل کنترل
📌 در حال جهش
جمله سازی با بدون توقف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تحدث المتسابق بدون توقف لأنه كان متحمسًا جدًا لفكرته.
شرکتکننده بیوقفه صحبت میکرد، چون از ایدهاش خیلی هیجانزده بود.
💡 عملت الآلة بدون توقف لساعات طويلة ثم بدأت تظهر عليها الأعطال.
دستگاه ساعتهای طولانی بیوقفه کار میکرد، سپس نقصهایی ظاهر شد.
💡 ظل المطر يهطل بدون توقف طوال الليل حتى امتلأت الشوارع بالماء.
باران بیوقفه در طول شب بارید تا اینکه خیابانها پر از آب شد.
💡 تقوم خدمة التوصيل بتسليم الطرود بدون توقف لتلبية المواعيد النهائية الضيقة.
این سرویس تحویل، بستهها را بدون وقفه تحویل میدهد تا به مهلتهای تعیینشده پایبند باشد.
💡 عقل المبدع هو آلة تعمل بدون توقف يغذيها الفضول الشديد.
ذهن یک فرد خلاق، ماشینی است که بیوقفه کار میکند و با کنجکاوی شدید تغذیه میشود.