بدني

🌐 فیزیکی

«بدني» یعنی «بدنِ من»، «جسمم» یا «پیکرم». این ترکیب از «بدن» + «ی» (ضمیر اول شخص مفرد) ساخته شده و در فارسی به‌صورت «بدنم» ترجمه می‌شود. گاهی در متون ادبی یا توضیحی، این واژه برای تأکید بر نسبتِ بدن به گوینده به کار می‌رود.

صفت (adjective)

📌 فیزیکی

📌 جسمانی

📌 سرجوخه

جمله سازی با بدني

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يحتاج البناء إلى مجهود بدني كبير حتى ينجز المهام الصعبة.

ساخت و ساز برای انجام کارهای دشوار به تلاش فیزیکی قابل توجهی نیاز دارد.

💡 تعرّضت لإجهاد بدني بسبب العمل المتواصل ساعات طويلة دون توقف.

به دلیل کار مداوم و طولانی مدت و بدون استراحت، دچار خستگی جسمی شدم.

💡 قال المدرب إن التمرين بدني فقط، أما التركيز فهو جزء ذهني أيضًا.

مربی گفت که این تمرین فقط فیزیکی است، اما تمرکز یک بخش ذهنی نیز هست.

💡 ينبها الطبيب إلى ضرورة شرب الماء قبل أي مجهود بدني طويل.

پزشک به او توصیه می‌کند قبل از هرگونه فعالیت بدنی طولانی مدت، آب بنوشد.

💡 يحتاج النمو السليم إلى غذاء متوازن ونوم كافٍ ونشاط بدني منتظم.

رشد مناسب نیازمند رژیم غذایی متعادل، خواب کافی و فعالیت بدنی منظم است.

💡 تحتاج الحركة اليومية إلى نشاط بدني بسيط مثل المشي أو صعود الدرج.

حرکت روزانه مستلزم فعالیت‌های بدنی ساده‌ای مانند پیاده‌روی یا بالا رفتن از پله‌ها است.

کلمات مرتبط