بدنها

🌐 بدن او

«بدنها» یعنی «بدن‌هایشان» یا «جسم‌های آنان / آن‌ها». این صورت شامل واژهٔ «بدن» و ضمیر «ها» به معنی «آن‌ها / ایشان» است و برای اشاره به جمعِ اجسام یا پیکرها به کار می‌رود. در فارسی معمولاً «بدن‌هایشان» یا «پیکرهایشان» ترجمه می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بدنش

📌 بدنه آن

📌 سیستم او

جمله سازی با بدنها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت تشعر بالثقة في بدنها بعد أن فقدت بعض الوزن.

او پس از کاهش وزن، نسبت به بدنش احساس اعتماد به نفس کرد.

💡 لاحظ الطبيب أن بدنها يحتاج إلى مزيد من السوائل والراحة.

پزشک متوجه شد که بدن او به مایعات بیشتر و استراحت نیاز دارد.

💡 عندما ثخن الضباب، كشف المنارة عن السفن المختفية بدنها في الميناء.

وقتی مه غلیظ‌تر شد، فانوس دریایی کشتی‌هایی را که بدنه‌هایشان در بندر ناپدید شده بود، آشکار کرد.

💡 أبحرت السفينة ببطء، وكان بدنها بالكاد مرئيًا في الظلام.

کشتی به آرامی حرکت می‌کرد و بدنه آن در تاریکی به سختی دیده می‌شد.

💡 بدا بدنها متعبًا بعد السفر الطويل، لكنها أصرت على حضور الحفل.

بدنش بعد از سفر طولانی خسته به نظر می‌رسید، اما اصرار داشت که در مهمانی شرکت کند.

کلمات مرتبط