بحقه

🌐 حق اوست.

یعنی «به حق او»، «به‌سبب حق او» یا «بر حق او»؛ بسته به سیاق، می‌تواند اشاره به حقِ یک شخص، مشروعیتِ چیزی یا تأکیدی بر درستیِ امری مربوط به او داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 علیه او

📌 حق او

📌 حکم

📌 حق آنها

📌 حقش است

📌 در برابر آنها

جمله سازی با بحقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سمع قنبور عن مذكرة التفتيش بحقه من وسائل الإعلام.

قنبور از طریق رسانه‌ها از حکم تفتیش منزلش مطلع شد.

💡 شهد الجيران بحقه أنه كان صادقًا ومجتهدًا في عمله طوال السنوات الماضية.

همسایه‌ها شهادت دادند که او در طول سال‌های گذشته در کارش صادق و سخت‌کوش بوده است.

💡 ‬واعترفت المحكمة بحقه في أن يرى ما يشاء في الدين ولكنها‬ ‫اعترضت على مجاهرته بإلحاده بهذا األسلوب المقيت القاذع‪

دادگاه حق او را برای داشتن باورهای مذهبی خودش به رسمیت شناخت اما به اعلام عمومی الحاد او به چنین شیوه‌ی زننده و توهین‌آمیزی اعتراض کرد.

💡 تحدث المدير بحقه أمام الموظفين، فذكر التزامه ودقته في إنجاز الأعمال.

مدیر در حضور کارمندان از او به نیکی یاد کرد و به تعهد و دقت او در انجام وظایف اشاره کرد.

💡 وقف الطالب العنيد بثبات، مطالبًا بحقه في حرية التعبير في المدرسة.

دانش‌آموز لجباز محکم ایستاد و حق آزادی بیان خود را در مدرسه مطالبه کرد.

💡 حكمت المحكمة بحقه بعد مراجعة الأدلة واستماعها إلى أقوال الشهود.

دادگاه پس از بررسی شواهد و استماع اظهارات شهود، به نفع او رأی داد.

کلمات مرتبط