بجانب

🌐 در کنار

«بجانب» یعنی در کنارِ، در جوارِ، یا نزدیکِ. «جانب» در عربی به معنی سمت، طرف، یا کنار است و وقتی با «بـ» می‌آید، به مفهوم همراهی مکانی یا مجاورت اشاره می‌کند. این ترکیب در فارسی هم بسیار نزدیک به «کنارِ» یا «پهلوىِ» است.

قید (adverb)

📌 در کنار

📌 سمت

📌 به علاوه

📌 بستن

حرف اضافه (preposition)

📌 نزدیک به

قید / حرف اضافه (adverb / preposition)

📌 در کنار

دیکشنری عربی به فارسی

📌 توسط

جمله سازی با بجانب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وضعتُ الکرسي إیل بجانب الطاولة لتسهيل الجلوس أثناء القراءة.

صندلی را کنار میز گذاشتم تا راحت‌تر بتوانم موقع مطالعه بنشینم.

💡 رأيتُ انتس صغيرًا على الطاولة بجانب الأدوات المكتبية.

مورچه کوچکی را روی میز کنار لوازم اداری دیدم.

💡 تقدّم الرجل إیل جلس على الكرسي الخشبي بجانب الباب.

مرد جلو آمد و روی صندلی چوبی کنار در نشست.

💡 وقفَ بن سليمان بجانب الفريق أثناء العرض التقديمي، وساعدهم على الإجابة بثقة.

بن سلیمان در طول ارائه در کنار تیم ایستاده بود و به آنها کمک کرد تا با اطمینان پاسخ دهند.

💡 مررنا بجانب سورٍ الطویل يحمي الحديقة القديمة من الرياح.

از کنار دیوار بلندی که باغ قدیمی را از باد محافظت می‌کند، گذشتیم.

💡 جلست الأم بجانب طفلها في المستشفى حتى يطمئن ويشعر بالأمان طوال الليل.

مادر در بیمارستان کنار فرزندش نشست تا به او اطمینان خاطر بدهد و در تمام طول شب به او احساس امنیت بدهد.

💡 وضع الطاهي الخب على المائدة بجانب الشوربة والسلطة الطازجة.

سرآشپز نان را کنار سوپ و سالاد تازه روی میز گذاشت.

💡 رأيتُ أكلبه يجلس بهدوء بجانب صاحبِه في الشارع.

سگش را دیدم که آرام کنار صاحبش در خیابان نشسته بود.

💡 ‫ربما كان الحب أيضا ً‬ ‫ُ‬ ‫يحجز مقعداً بجانب الموت‪َ

شاید عشق هم جایی کنار مرگ رزرو کرده باشد.

💡 بيکيت الحقيبة بجانب الباب حتى لا تنسى أخذها صباحًا.

کیف را کنار در گذاشتم تا صبح یادم نرود آن را بردارم.

💡 جلس بابا بجانب أطفاله يقرأ لهم قصة قبل النوم.

پدر کنار بچه‌هایش نشست و برایشان قصه قبل از خواب خواند.

💡 يوجد مقهى صغير بجانب المدرسة، ويقصده الطلاب بعد انتهاء الدوام الدراسي.

کنار مدرسه یک کافه کوچک وجود دارد که دانش‌آموزان بعد از ساعات مدرسه به آنجا می‌روند.

کلمات مرتبط