بالحزن

🌐 متاسفانه

این کلمه به معنی «با اندوه»، «در غم» یا «به‌صورت غمگینانه» است. برای توصیف حالتی از ناراحتی، افسردگی، دلتنگی یا فقدان به کار می‌رود و بار احساسی منفی دارد.

اسم (noun)

📌 غم و اندوه

فعل (verb)

📌 سوگواری کردن

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 غمگین

📌 ویران شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 غمگین

جمله سازی با بالحزن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شعرتُ بالحزن عندما الفاتت ني الرحلة الأخيرة بسبب ازدحام الطريق.

وقتی به خاطر ترافیک آخرین پرواز را از دست دادم، احساس غم کردم.

💡 كانت القصة مؤثرة جدًا، حتى به شعر بعض الحاضرين بالحزن رغم محاولتهم التماسك.

این داستان بسیار تأثیرگذار بود، آنقدر که برخی از حاضران با وجود تلاش برای حفظ خونسردی، احساس غم و اندوه کردند.

💡 شعر الرجل بالحزن من فقدان صديقه القديم.

مرد از اینکه دوست قدیمی‌اش را از دست داده بود، احساس غم و اندوه کرد.

💡 غيّرت الخسارة المفاجئة ملامح وجهه، فظهر عليه أثر بالحزن العميق.

این فقدان ناگهانی، چهره‌اش را تغییر داد و غم عمیقی در چهره‌اش نمایان شد.

💡 في نهاية الفيلم، شعر الجمهور بالحزن لأن النهاية كانت مفاجئة وغير متوقعة.

در پایان فیلم، تماشاگران احساس غم و اندوه کردند زیرا پایان فیلم غافلگیرکننده و غیرمنتظره بود.

💡 شعرَ الموظفُ بالحزن عندما سمعَ من يذكره بسوء أمام الزملاء.

کارمند وقتی شنید کسی جلوی همکارانش از او بدگویی می‌کند، ناراحت شد.

💡 شعر المزارع بالحزن حين رأى النباتات تبسا أمامه رغم سقيها في الأيام الماضية.

کشاورز وقتی دید گیاهان جلوی چشمانش پژمرده می‌شوند، با وجود اینکه چند روز گذشته به آنها آب داده بود، احساس غم کرد.

💡 يمرّ بعض الناس بالحزن بصمت، ولا يبوحون بما يؤلمهم لأحد.

بعضی افراد غم را در سکوت تجربه می‌کنند و آنچه را که آنها را آزار می‌دهد، برای کسی فاش نمی‌کنند.

💡 وشعرتُ بالحزن حين سمعتُ خبرَ سفرِ صديقي المفاجئ.

وقتی خبر رفتن ناگهانی دوستم را شنیدم، غمگین شدم.

💡 صدره امتلأ بالحزن حين قرأ الرسالة المؤثرة في المساء.

وقتی عصر آن نامه‌ی تأثیرگذار را خواند، قلبش پر از غم شد.

کلمات مرتبط