باغجة

🌐 باغجا

این واژه در عربی معیار بسیار رایج نیست، اما غالباً به‌صورت وام‌واژه یا شکل نوشتاریِ نزدیک به «باغ» / «بوستان» به‌کار می‌رود و می‌تواند معنای «باغچه، قطعه‌ای کوچک از باغ، یا محوطه‌ای سبز و کاشته‌شده» داشته باشد.

جمله سازی با باغجة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان الأطفالُ يركضونَ في باغجة المدرسةِ أثناءَ الاستراحةِ فرحينَ ومرتاحينَ.

بچه‌ها در زنگ تفریح، شاد و آرام در حیاط مدرسه می‌دویدند.

💡 جلستُ في باغجة البيتِ مساءً أقرأ كتابًا وأستمتعُ بالهواءِ اللطيف.

عصر در حیاط خانه نشسته بودم، کتاب می‌خواندم و از هوای مطبوع لذت می‌بردم.

💡 اعتنى الجدُّ بـ باغجة صغيرةٍ خلفَ المنزلِ وزرعَ فيها الوردَ والنعناعَ.

پدربزرگ از باغچه کوچکی در پشت خانه مراقبت می‌کرد و در آن گل رز و نعناع می‌کاشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران