انتظرتها
🌐 منتظرش ماندم.
فعل (verb)
📌 منتظرش باش
جمله سازی با انتظرتها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت خيبتي شديدة عندما أدركت أن الفرصة التي انتظرتها لم تعد موجودة.
ناامیدی من وقتی زیاد شد که فهمیدم فرصتی که منتظرش بودم دیگر وجود ندارد.
💡 لا أريد أن اضيع هذه الفرصة المهمة التي انتظرتها طويلًا.
نمیخواهم این فرصت مهمی را که مدتها منتظرش بودهام از دست بدهم.
💡 كنت متعبًا جدًا، ومع ذلك انتظرتها بصبر حتى خرجت من الاجتماع.
خیلی خسته بودم، با این حال صبورانه منتظر ماندم تا او از جلسه بیرون بیاید.
💡 خذلتني الرسالةُ التي انتظرتها طويلاً، فلم تصل في الوقت الذي كنت أحتاجه فيه.
پیامی که مدتها منتظرش بودم، ناامیدم کرد؛ وقتی که بیشتر از همیشه به آن نیاز داشتم، نرسید.
💡 انتظرتها شعرت بش يء موضوع ع الباب بعدما رأيت نظر ِ ُ ُ ْ خرجت ُ ممسكنا بتلك الورقة وقرأتها.
منتظرش ماندم. احساس کردم چیزی روی در گذاشته شد. بعد از اینکه نگاهش را دیدم، با آن کاغذ که در دست داشتم بیرون رفتم و آن را خواندم.
💡 هل تعتقد انه امر عادي لو انني انتظرتها في منزلك؟
فکر میکنی اگه خونهی تو منتظرش بمونم، طبیعیه؟