املحلية
🌐 محلی
این واژه به «محلی بودن» یا «محلیّت» مربوط است و چیزی را توصیف میکند که وابسته به یک منطقه، شهر، ناحیه یا محیط خاص باشد؛ مثلاً در بحث زبان، فرهنگ یا مدیریت، «محلیه» یعنی ویژگیها یا امور مربوط به همان محل.
جمله سازی با املحلية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فضّل الزبون السلع املحلية لأنها أرخص وأقرب إلى ذوق الناس.
مشتری کالاهای داخلی را ترجیح میداد چون ارزانتر بودند و به سلیقه مردم نزدیکتر بودند.
💡 اشترت الأسرة بعض المنتجات املحلية من السوق الشعبي صباحًا.
خانواده صبح مقداری از محصولات محلی را از بازار محلی خریدند.
💡 واتهم املصدر ذاته عنارص مل يحدد هويتها بالتشويش عىل عمل أجهزة السلطة املحلية باملدينة
همین منبع، عناصر ناشناس را به ایجاد اختلال در کار مقامات محلی در این شهر متهم کرد.
💡 تدعم الحكومة الصناعات املحلية لتقليل الاعتماد على الاستيراد.
دولت از صنایع داخلی حمایت میکند تا وابستگی به واردات را کاهش دهد.