إلزامي

🌐 اجباری

یعنی «الزامی» یا اجباری؛ چیزی که باید انجام شود و اختیاری نیست، مانند درس یا قانونِ الزامی که ترک کردن آن مجاز نیست.

صفت (adjective)

📌 اجباری

📌 واجب الوجود

📌 صحافی

📌 ضروری

📌 مورد نیاز

📌 مجبور

جمله سازی با إلزامي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 استخدام الخوذات أثناء ركوب الدراجات إلزامي الآن في العديد من المناطق.

استفاده از کلاه ایمنی هنگام دوچرخه‌سواری اکنون در بسیاری از مناطق اجباری است.

💡 حضور الدورة الأمنية إلزامي لكل الموظفين الجدد هذا الأسبوع.

شرکت در دوره آموزشی امنیت برای همه کارمندان جدید این هفته الزامی است.

💡 التعليم الأساسي إلزامي في معظم الدول حتى سن معينة.

آموزش ابتدایی در اکثر کشورها تا سن مشخصی اجباری است.

💡 أصبح ارتداء الخوذة إلزامي في موقع البناء حفاظًا على سلامة العمال.

استفاده از کلاه ایمنی در کارگاه‌های ساختمانی برای حفظ ایمنی کارگران اجباری شده است.

💡 كما أنه حاصل على فصل إلزامي من دورات القانون في الخارج.

او همچنین یک ترم اجباری دروس حقوق در خارج از کشور دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران