الناعم

🌐 نرم

یعنی «نرم، لطیف، نرم‌خو، نازک». این واژه برای توصیف چیزی به‌کار می‌رود که زبری ندارد و حالت ملایم و لطیف دارد؛ مثل «موی ناعم» یا «پوست ناعم». در وصف اخلاق هم می‌تواند به معنای ملایم و مهربان باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نرم

📌 صاف

📌 خوب

📌 کرکی

📌 ملایم

📌 شیرین

جمله سازی با الناعم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أحب الزبون الملمس الناعم للقماش لأنه مناسب للملابس الصيفية.

مشتری از بافت نرم پارچه خوشش آمد چون برای لباس های تابستانی مناسب است.

💡 ‬و‬ ‫الن ها هي الساعة قد دنت وعريسي الموت قد جاء بعد هجرانه ليقودني لمضجعه الناعم!

و اکنون ساعت موعود نزدیک شده است، و داماد من، مرگ، پس از آنکه مرا ترک کرده بود، آمده است تا مرا به استراحتگاه نرم خود ببرد!

💡 يستر الغبار الناعم الطريق بعد العاصفة فيبدو المشهد مختلفًا.

گرد و غبار ریز پس از طوفان جاده را پوشانده و صحنه متفاوت به نظر می‌رسد.

💡 ‬وض عت رأس ها ذا الش عر‬ ‫الكروي الناعم على كتفي‪

سر آن موهای نرم و فر را روی شانه‌ام گذاشت

💡 أحببتُ جلدها الناعم عندما أمسكتُ بالحقيبة الجديدة.

وقتی کیف نو را در دست گرفتم، عاشق چرم نرمش شدم.

💡 ‫أظن أن عيناي ُمألت بتفاصيل وجهك الناعم حتى أصبحت ال ترى سواك!

فکر کنم چشمانم از جزئیات چهره صاف تو پر شده تا جایی که جز تو چیزی نمی‌بیند!

💡 مرّر الطفل يده على السطح الناعم للخشب المصقول.

کودک دستش را روی سطح صاف چوب صیقلی کشید.

💡 »‬ ‫أحتضن فارس ابنه وقبله من خده الناعم وشكر والدته عىل تجهيز‬ ‫الوليمة‪

فارس پسرش را در آغوش گرفت و گونه‌ی نرمش را بوسید و از مادرش برای تدارک دیدن این ضیافت تشکر کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران