الممزقة
🌐 پاره شده
وجه وصفی (participle)
📌 از هم پاشیده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 پاره شده
📌 متلاشی شده
📌 پاره پاره
📌 خرد شده
📌 ترک خورده
جمله سازی با الممزقة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ظهرت اللافتة الممزقة على باب المتجر بعد العاصفة القوية مساء أمس.
تابلوی پاره شده بعد از طوفان شدید دیشب روی در فروشگاه ظاهر شد.
💡 أحضر الطالب الشريط اللاصق القوي ليصلح حقيبته الممزقة قبل الصف.
دانشآموز قبل از کلاس، چسب نواری محکمی آورد تا کیف پارهاش را تعمیر کند.
💡 استخدمتُ شريطًا لاصقًا لإصلاح الورقة الممزقة بسرعة.
من از نوار چسب برای تعمیر سریع کاغذ پاره شده استفاده کردم.
💡 وقدمت الدول الأخرى الممزقة فرص أخرى للتوسع.
سایر ایالتهای از هم پاشیده فرصتهای بیشتری برای گسترش ارائه دادند.
💡 رمتْ السيدة الحقيبة الممزقة في سلة المهملات واشترت بديلًا جديدًا.
زن کیسه پاره را در سطل زباله انداخت و یک جایگزین جدید خرید.
💡 بقيت الصفحة الممزقة داخل الكتاب لأن الطفل لم ينتبه إليها.
صفحه پاره شده داخل کتاب ماند زیرا کودک متوجه آن نشد.