ممزقة

🌐 پاره شده

شکل مؤنثِ «ممزق» است و به معنای «پاره، دریده، متلاشی‌شده» می‌آید. این واژه برای اسم مؤنث یا چیز مؤنثی به‌کار می‌رود که سالم نیست و اجزایش از هم جدا شده‌اند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پاره شده

📌 پاره پاره

📌 متلاشی شده

📌 خرد شده

📌 ترک خورده

جمله سازی با ممزقة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظهرت میظ في صفحة ممزقة من كتاب قديم كان يحتاج إلى ترميم عاجل.

میز روی صفحه‌ای پاره از یک کتاب قدیمی که نیاز فوری به مرمت داشت، ظاهر شد.

💡 الخرقة المهلهلة في موقف الحافلة جذبت الأنظار؛ ثيابه كانت ممزقة ومتسخة.

پارچه‌ی ژنده‌ی کنار ایستگاه اتوبوس توجه را جلب کرد؛ لباس‌هایش پاره و کثیف بود.

💡 اشتريت حقيبة جديدة لأن القديمة أصبحت ممزقة من كثرة الاستخدام.

من یک کیف جدید خریدم چون کیف قبلی از استفاده زیاد پاره شده بود.

💡 رأينا ستارةً ممزقة عندَ النافذةِ بسببِ احتكاكِها المستمرِّ بالإطارِ.

ما به دلیل اصطکاک مداوم پرده با قاب، پارگی آن را در پنجره دیدیم.

💡 بدتْ الحقيبةُ ممزقة من الجهةِ الخلفيةِ بعدَ الرحلةِ الطويلةِ.

کیف بعد از سفر طولانی، از پشت پاره به نظر می‌رسید.

💡 كانتِ الورقةُ ممزقة إلى نصفينِ بعدما سقطتْ من يدِ الطالبِ.

کاغذ پس از افتادن از دست دانش آموز، از وسط پاره شد.

کلمات مرتبط