المقربين

🌐 دوستان صمیمی

جمع «مقرّب» است و به معنی «نزدیکان»، «افراد مقرب»، یا «کسانی که به کسی نزدیک و مورد اعتمادند» می‌آید. این واژه هم برای نزدیکیِ عاطفی یا اجتماعی و هم برای مقام و جایگاه ویژه نزد یک فرد یا مقام بالاتر به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بستن

📌 محرم اسرار

📌 رفقا

📌 همکاران

📌 فوری

📌 صمیمی ها

جمله سازی با المقربين

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬اتخذ الملك موقعه المفضل على‬ ‫رأس المائدة الخضراء وسط المقربين إليه الذين انهمكوا في الحديث‬ ‫والشراب واللعب‪

پادشاه در جایگاه مورد علاقه‌اش، در صدر میز سبز، در میان نزدیکانش که غرق در گفتگو، نوشیدن و بازی بودند، قرار گرفت.

💡 ‫كانت مصادفة حينما رافقت أحد أصدقائي المقربين واحتسيت الكحول للمرة األولى‪

این یک اتفاق بود وقتی که من با یکی از دوستان نزدیکم همراه شدم و برای اولین بار الکل نوشیدم.

💡 ‬ويطغى بعضهم على بعض حسب طبيعة‬ ‫الشخص فتجد انسانا حساسا يشعر بأحبته او بالناس المقربين منه‪

بسته به طبیعت فرد، برخی از آنها غالب‌تر از بقیه هستند؛ برای مثال، ممکن است فردی حساس را پیدا کنید که نسبت به عزیزان یا نزدیکان خود دلسوز است.

💡 ‬لقد‬ ‫سئمت من إخفاء هويتي الحقيقية عن األشخاص المقربين إلي‪

از اینکه هویت واقعیم رو از اطرافیانم پنهان کنم خسته شدم.

💡 لا يشارك بعض المقربين أسرارهم إلا مع أشخاص يثقون بهم تمامًا.

بعضی از دوستان صمیمی فقط اسرار خود را با کسانی که کاملاً به آنها اعتماد دارند در میان می‌گذارند.

💡 تحدث الرئيس إلى المقربين منه قبل إعلان القرار النهائي في الاجتماع.

رئیس جمهور پیش از اعلام تصمیم نهایی در جلسه، با نزدیکانش صحبت کرد.

💡 حضر الحفل عدد من المقربين للعائلة وبدت عليهم علامات الفرح.

چند نفر از اعضای نزدیک خانواده در مراسم شرکت کردند و خوشحال به نظر می‌رسیدند.

کلمات مرتبط