الاقارب
🌐 بستگان
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نسبی
📌 خویشاوند
📌 اعضای خانواده
📌 پسرعمو
📌 خویشاوندی
📌 خویشاوندی
جمله سازی با الاقارب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانَ اقرب الاقارب هو أولَ من تولى ترتيبَ الأمورِ بعدَ الوفاةِ المفاجئة.
نزدیکترین خویشاوندان اولین کسانی بودند که پس از مرگ ناگهانی، مسئولیت ترتیب دادن امور را بر عهده گرفتند.
💡 وهم يستغلون الحقل لبضعة أسابيع، ولكن بسبب الفوضى، يقوم أحد الاقارب الأقوياء أو كتيبة بالقتال من أجل السيطرة عليها
آنها برای چند هفته از این مزرعه بهرهبرداری میکنند، اما به دلیل هرج و مرج، یک خویشاوند یا گردان قدرتمند برای کنترل آن میجنگد.
💡 في المناسباتِ العائليةِ، يجتمعُ اقرب الاقارب لتبادلِ الأخبارِ وتقويةِ الروابط.
در مناسبتهای خانوادگی، خویشاوندان نزدیک برای تبادل اخبار و تقویت روابط دور هم جمع میشوند.
💡 حضرَ اقرب الاقارب إلى المستشفىِ فورَ سماعِ الخبرِ للاطمئنانِ على حالةِ المريض.
نزدیکترین بستگان بلافاصله پس از شنیدن خبر برای بررسی وضعیت بیمار به بیمارستان آمدند.
💡 أحيانا يشعر الأطفال الصغار بالخوف من طبيب أو أحد الاقارب الغرباء عنهم، وهذا أمر جيد.
گاهی اوقات کودکان خردسال از پزشک یا یکی از اقوامی که برایشان غریبه است میترسند و این اشکالی ندارد.
💡 عالمهم منقسم الى مجموعتين: الاقارب والغرباء (5)
دنیای آنها به دو گروه تقسیم شده است: اقوام و غریبهها (5)