المعضلة

🌐 معضل

به معنای «مشکل پیچیده، معما، مسئله دشوار یا گره‌خورده» است. وقتی گفته می‌شود چیزی «معضله» است، یعنی حل آن ساده نیست و نیاز به فکر، بررسی یا راه‌حل جدی دارد.

اسم (noun)

📌 معضل

📌 مشکل

📌 معما

جمله سازی با المعضلة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تبقى المعضلة قائمة بين السرعة في التنفيذ والدقة في العمل.

معضل بین سرعت در اجرا و دقت در کار همچنان پابرجاست.

💡 تم إلقاء الضوء على هذه المعضلة من قبل لاعبي كرة القدم المحترفين والمضاعفات التي تعرضوا لها بسبب ارتجاجات متعددة.

این معضل توسط بازیکنان حرفه‌ای فوتبال و عوارضی که به دلیل ضربه‌های مغزی متعدد متحمل شده‌اند، برجسته شده است.

💡 واجهت الشركة المعضلة نفسها عند اختيار أفضل طريقة لتقليل التكاليف.

این شرکت هنگام انتخاب بهترین راه برای کاهش هزینه‌ها با همین معضل روبرو شد.

💡 ناقش الطلاب المعضلة الأخلاقية المتعلقة باستخدام التقنية الحديثة.

دانشجویان در مورد معضل اخلاقی مربوط به استفاده از فناوری مدرن بحث کردند.

💡 واحد من الجانبين لهذه المعضلة مثير للاهتمام للغاية.

یک روی این دوراهی فوق‌العاده جالب است.

💡 تعطي هذه المعضلة الفلسفية الطلاب موضوعاً للتفكير في صف الأخلاق.

این معضل فلسفی، موضوعی را برای تفکر دانش‌آموزان در کلاس اخلاق فراهم می‌کند.

کلمات مرتبط