المسحوق

🌐 پودر

این واژه از ریشه‌ای می‌آید که به معنی «کوبیدن، خرد کردن، پودر کردن» است. «المسحوق» یعنی «آسیاب‌شده، کوبیده‌شده، پودر شده» و گاهی برای چیزی که کاملاً خرد و نرم شده باشد به‌کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پودر

📌 خرد شده

📌 پودر شده

📌 پودری

جمله سازی با المسحوق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أضافتِ الأمُّ المسحوق إلى الماءِ ثم حرَّكتْهُ جيدًا حتى ذابَ تمامًا.

مادر پودر را به آب اضافه کرد و خوب هم زد تا کاملاً حل شود.

💡 طلبَ الصيدليُّ من المريضِ أن يذيبَ المسحوق قبلَ شربهِ مباشرةً.

داروساز از بیمار خواست که پودر را بلافاصله قبل از نوشیدن حل کند.

💡 يُباعُ المسحوق في عبواتٍ صغيرةٍ مناسبةٍ للاستخدامِ اليوميِّ في البيتِ.

این پودر در بسته‌های کوچک مناسب برای استفاده روزمره در خانه فروخته می‌شود.

💡 ‫الرياح تأخذ وجد السنديانات‬ ‫ونهود سنابل القمح‬ ‫إلى هذا المسحوق من آهات الثعالب وهى تتضاجع‬ ‫والرائحة النتنة لهم

باد، حسرت درختان بلوط و سینه‌ی ساقه‌های گندم را به این غبار ناله‌های روباهان هنگام جفت‌گیری و بوی بدشان می‌برد.

💡 ‬المسحوق‬ ‫األبيض الذي شمه عبد البر ومحاولته العنيفة لفض بكارتي بيده‪

پودر سفیدی که عبدالبر بوی آن را حس کرد و تلاش خشونت‌آمیزش برای پاره کردن پرده بکارت من با دستش

💡 ‬ولم أعرف هل أصب الماء أوال أم أضع المسحوق أوال أم‬ ‫ْ‬ ‫تسللت عبرة مني‪

نمی‌دانستم اول آب بریزم یا پودر، یا اینکه اشکی از چشمانم جاری شود.

کلمات مرتبط