إصاب

🌐 ضربه

إصاب در لغت به معنای «رسیدن، برخورد کردن، درست هدف‌گرفتن، یا اصابت‌کردن» است، هرچند این شکل در عربی امروز کمتر از «إصابة» به کار می‌رود. معنای اصلی آن ارتباط با رسیدنِ چیزی به هدف، واقع‌شدنِ چیزی بر کسی، یا برخورد کردن دارد.

فعل (verb)

📌 ضربه

📌 دریافت

📌 اتفاق افتادن

📌 اعتصاب

📌 آلوده کردن

📌 آسیب رساندن

📌 رنج دادن

جمله سازی با إصاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أكد المدرب أن إصاب الهدف بدقة يحتاج إلى تركيز وصبر كبيرين.

این مربی تأکید کرد که زدن دقیق هدف نیاز به تمرکز و صبر زیادی دارد.

💡 يعتمد نجاح الرامي على إصاب مركز الهدف في كل محاولة أثناء التدريب.

موفقیت کماندار به اصابت تیر به مرکز هدف در هر تلاش در طول تمرین بستگی دارد.

💡 لم يكن إصاب الهدف سهلًا بسبب الرياح القوية التي غيرت مسار الكرة.

به دلیل بادهای شدید که مسیر توپ را تغییر می‌دادند، زدن هدف آسان نبود.

کلمات مرتبط