المبلل
🌐 مرطوب
صفت (adjective)
📌 مرطوب تر
وجه وصفی (participle)
📌 مرطوب شده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 خیس شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مرطوب
جمله سازی با المبلل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مشى العجوز برجل بطيئة على الرصيف المبلل بالمطر.
پیرمرد به آرامی در امتداد سنگفرش خیس از باران قدم میزد.
💡 تسطع أضواء السيارات على الطريق المبلل بعد هطول المطر.
نور چراغهای ماشینها بعد از باران روی جاده خیس میدرخشید.
💡 يخطو المسافر بحذر على الطريق المبلل حتى لا ينزلق.
مسافر با احتیاط روی جاده خیس قدم برمیدارد تا لیز نخورد.
💡 خفّفَ السائقُ السرعةَ على الطريقِ المبلل ليو الحوادثَ المحتملة.
راننده برای جلوگیری از تصادفات احتمالی، در جاده خیس سرعت خود را کم کرد.
💡 تنعکس أضواء السيارات على الطريق المبلل بعد المطر بشكل واضح وجميل.
نور چراغهای جلو ماشینها پس از باران، به وضوح و زیبایی روی جاده خیس منعکس شده است.
💡 تتدحرج الكرة بسرعة على العشب المبلل بعد هطول المطر الغزير.
توپ بعد از باران شدید، به سرعت روی چمن خیس میغلتد.
💡 تنزلق السيارة أحيانًا على الطريق المبلل إذا كان السائق مسرعًا.
گاهی اوقات اگر راننده سرعت بالایی داشته باشد، ماشین روی جاده خیس لیز میخورد.