المانع

🌐 مهارکننده

این واژه اسم فاعل از ریشه «منع» است و به معنی «بازدارنده، مانع، جلوگیری‌کننده» می‌آید. همچنین می‌تواند به چیزی گفته شود که از وقوع یک امر جلوگیری می‌کند یا سد راه آن می‌شود.

اسم (noun)

📌 مهارکننده

📌 کندکننده

قید (adverb)

📌 چرا که نه؟

📌 لعنت

جمله سازی با المانع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سألتِ الموظفةُ عن المانع الذي أخرَ تسليمَ الملفِّ المطلوب.

کارمند درباره مانعی که تحویل پرونده مورد نیاز را به تأخیر انداخته بود، پرسید.

💡 حدّد المسؤول المانع الرئيسي قبل اتخاذ القرار النهائي.

این مقام مسئول قبل از گرفتن تصمیم نهایی، مانع اصلی را شناسایی کرد.

💡 ‫فهذا البيت لم يبقى لي فيه إال الذكريات الحزينة وما المانع من االستفادة منه؟

این خانه چیزی جز خاطرات غم‌انگیز برای من ندارد، پس چه چیزی مانع از آن می‌شود که از آن استفاده کنم؟

💡 كان المرضُ هو المانع الوحيدَ من سفرِه مع العائلة.

بیماری تنها چیزی بود که مانع از سفر او با خانواده می‌شد.

💡 لا يوجد المانع من بدء العمل الآن إذا كانت المعدات جاهزة.

اگر تجهیزات آماده باشد، دلیلی وجود ندارد که کار نتواند اکنون شروع شود.

💡 سأل الطبيب عن المانع الذي يمنع المريض من تناول الدواء.

پزشک در مورد دلیلی که مانع از مصرف دارو توسط بیمار شده بود، پرسید.

کلمات مرتبط