اللهب

🌐 شعله

«اللَّهب» در عربی به معنای شعله، زبانه‌ی آتش، یا فروزش آتش است. این واژه برای توصیف بخشِ روشن، داغ و زبانه‌کشِ آتش به‌کار می‌رود و در کاربرد مجازی هم می‌تواند به شدت، گرما، یا التهاب اشاره داشته باشد. در فارسی نزدیک‌ترین معنا برای آن «شعله» یا «زبانه‌ی آتش» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شعله

📌 آتش

📌 شعله‌ور شدن

📌 گوی آتشین

جمله سازی با اللهب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أنا سأبقى هنا طالما هذا اللهب يحترق.

تا زمانی که این شعله روشن است، من اینجا خواهم ماند.

💡 اشتعل اللهب في الموقد سريعًا بسبب كثرة الحطب الجاف.

شعله‌های اجاق به دلیل فراوانی هیزم خشک به سرعت شعله‌ور می‌شدند.

💡 يترت اللهب على أطراف الحطب حين تشتد النار في الموقد القديم.

وقتی آتش در آتشدان قدیمی شدت می‌گیرد، شعله‌ها روی لبه‌های هیزم سوسو می‌زنند.

💡 ارتفع اللهب فجأة من الموقد، فأسرع الجميع إلى الابتعاد عنه.

ناگهان شعله‌های آتش از اجاق گاز بلند شد و همه با عجله از آن دور شدند.

💡 حذّر الدفاع المدني من الاقتراب من اللهب أثناء الحريق.

سازمان دفاع مدنی نسبت به نزدیک شدن به شعله‌های آتش در حین آتش‌سوزی هشدار داد.

💡 لمع اللهب في الليل كأنه يعلن بداية الحفل الشعبي.

شعله‌های آتش در دل شب می‌درخشیدند، گویی آغاز جشنواره‌ی مردمی را اعلام می‌کردند.

کلمات مرتبط