القوی

🌐 قوی

این واژه از نظر نوشتاری با القوي بسیار نزدیک است و معمولاً همان معنی «قوی، نیرومند» را می‌دهد. تفاوت آن بیشتر در شیوهٔ نوشتن یا رسم‌الخط است و در بسیاری از متن‌ها هر دو به یک معنا فهمیده می‌شوند. در نتیجه، این واژه هم به قدرت و توان اشاره دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قدرت‌ها

جمله سازی با القوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان السياسي القوی قادرًا على التأثير في القرارات داخل البرلمان.

این سیاستمدار قدرتمند توانست بر تصمیمات درون پارلمان تأثیر بگذارد.

💡 اعتمدت الشركة على فريق القوی لمواجهة الضغط الكبير أثناء موسم البيع السنوي.

این شرکت برای مقابله با فشار زیاد در طول فصل فروش سالانه، به یک تیم قوی متکی بود.

💡 لا يكفي أن يكون الإنسان القوی في جسده، بل يجب أن يكون قويًا في خلقه أيضًا.

کافی نیست که انسان از نظر جسمی قوی باشد، بلکه باید از نظر شخصیتی نیز قوی باشد.

💡 يحتاج الفريق إلى دعم القوی حتى يتمكن من مواجهة المنافسة بثبات.

این تیم برای اینکه بتواند با قدرت به مصاف رقبا برود، به حمایت جدی نیاز دارد.

💡 وقف القوی في صدر المجلس، وتحدث بثقة عن مستقبل العمل وخطط التطوير المقبلة.

مرد قدرتمند در رأس شورا ایستاده بود و با اطمینان در مورد آینده کار و برنامه‌های توسعه‌ای پیش رو صحبت می‌کرد.

💡 المجتمع الذي يضم أفرادًا القوی ينجح غالبًا في تجاوز الأزمات بسرعة.

جامعه‌ای که شامل افراد قوی باشد، اغلب در غلبه سریع بر بحران‌ها موفق می‌شود.