العلاج

🌐 درمان

«العلاج» یعنی «درمان»، «معالجه» یا «تداوی». این واژه به هر نوع اقدام پزشکی، روانی یا عملی گفته می‌شود که برای رفع بیماری، کاهش درد، یا بهبود وضعیت فرد انجام می‌گیرد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 درمان

📌 درمانی

📌 چاره

📌 درمان شده

📌 دارو

جمله سازی با العلاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدأ الطبيب العلاج فور ظهور نتائج الفحوصات لتجنب أي مضاعفات.

پزشک بلافاصله پس از دریافت نتایج آزمایش، درمان را آغاز کرد تا از بروز هرگونه عارضه‌ای جلوگیری شود.

💡 شرح الطبيبُ لأسرة المريض خطة العلاج والدواء المناسب لحالته.

پزشک، برنامه درمانی و داروی مناسب برای وضعیت او را برای خانواده بیمار توضیح داد.

💡 يعاني بعض المرضى من انقطاع العلاج بسبب نقص الأدوية في الصيدليات.

کمبود دارو در داروخانه‌ها باعث شده برخی از بیماران در روند درمان خود با مشکل مواجه شوند.

💡 أوضح الطبيب إنها حتى بعد العلاج تحتاج إلى متابعة دقيقة.

پزشک توضیح داد که حتی پس از درمان، او نیاز به نظارت دقیق دارد.

💡 بدأت الأسرة رحلة العلاج بعد تشخيص اللُّوكِيمْيا في مرحلة مبكرة.

این خانواده پس از تشخیص سرطان خون در مراحل اولیه، مسیر درمانی خود را آغاز کردند.

💡 قال الطبيب إن الوقت مناسب لبدء العلاج قبل أن تتفاقم المشكلة.

دکتر گفت الان زمان خوبی برای شروع درمان است، قبل از اینکه مشکل بدتر شود.

💡 تحدثت الممرضة مع المريضة بلطف، وشرحت لها خطوات العلاج والدواء بوضوح.

پرستار با ملایمت با بیمار صحبت کرد و مراحل درمان و دارو را به روشنی توضیح داد.

💡 قال الطبيب إننا لا نحتاج إلی حاجة في العلاج الآن.

دکتر گفت الان دیگه نیازی به درمان نیست.

💡 التزم المريض بخطة العلاج اليومية حتى تحسنت حالته تدريجيًا.

بیمار به برنامه درمانی روزانه پایبند بود تا اینکه وضعیتش به تدریج بهبود یافت.

💡 يحتاج المريض أحيانًا إلى علاج النفسي قبل أن يبدأ العلاج الدوائي.

گاهی اوقات بیمار قبل از شروع دارو درمانی به درمان روانشناختی نیاز دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران