عِلاج

🌐 درمان

«علاج» یعنی درمان، مداوا، چاره‌جویی و برطرف کردن بیماری یا مشکل. این واژه هم در پزشکی و هم به‌صورت استعاری برای حلِ مسائل و دشواری‌ها به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 درمان

📌 درمانی

📌 درمان کردن

📌 چاره

📌 دارو

جمله سازی با عِلاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هذا الطبيب مشهور بخبرته الطويلة في علاج الأطفال والأمراض المزمنة.

این پزشک به خاطر تجربه گسترده‌اش در درمان کودکان و بیماری‌های مزمن مشهور است.

💡 نبّه الأطباء إلى الخطر الذي قد يسببه التأخير في علاج الالتهاب الحاد.

پزشکان نسبت به خطری که می‌تواند ناشی از تأخیر در درمان التهاب حاد باشد، هشدار داده‌اند.

💡 حاولوا علاج وشقاق بسيط في الجدار قبل أن يتوسع أكثر.

آنها سعی کردند قبل از اینکه ترک کوچکی در دیوار بیشتر شود، آن را ترمیم کنند.

💡 منها يطلب المريض من الطبيب وصف علاج يناسب حالته الحالية.

این شامل درخواست بیمار از پزشک برای تجویز درمانی متناسب با وضعیت فعلی‌اش نیز می‌شود.

💡 واختص الطبيبُ في علاج أمراض القلب بعد دراسة طويلة وخبرة واسعة.

این پزشک پس از یک دوره طولانی مطالعه و تجربه گسترده، در درمان بیماری‌های قلبی تخصص گرفت.

💡 يحتاج هذا المرض إلى علاج طويل وصبرٍ من الأسرة.

این بیماری نیاز به درمان طولانی مدت و صبر و شکیبایی خانواده دارد.

💡 أثبتت الفحوصات وجود التهاب بسيط يحتاج إلى علاج سريع.

آزمایش‌ها التهاب جزئی را نشان دادند که نیاز به درمان سریع دارد.

💡 يعمل الأطباء لساعات طويلة في المستشفى من أجل علاج المرضى وإنقاذ الأرواح.

پزشکان ساعت‌های طولانی در بیمارستان برای درمان بیماران و نجات جان آنها کار می‌کنند.

💡 انكسر الضلع بسبب الحادث، فاحتاج إلى علاج عاجل.

دنده‌اش در اثر تصادف شکسته بود، بنابراین نیاز به درمان فوری داشت.

💡 بحث الطبيب عن سبل علاج جديدة تناسب حالة المريض الصعبة.

پزشک به دنبال روش‌های درمانی جدیدی بود که با شرایط دشوار بیمار سازگار باشد.

💡 قضى الرجل واياما في علاج صديقه المريض، ولم يتركه وحده في محنته.

آن مرد روزها را صرف درمان دوست بیمارش کرد و او را در این مصیبت تنها نگذاشت.

کلمات مرتبط