لعلاج

🌐 درمان

«علاج» یعنی درمان، معالجه، یا راهِ چاره. پس «لعلاج» معمولاً «برای درمان»، «به منظور علاج»، یا «برای مداوا» معنا می‌دهد. این واژه هم در پزشکی و هم در معنای مجازی، برای حل مشکل یا رفع گرفتاری به‌کار می‌رود. در فارسی «درمان» یا «چاره» بهترین معادل‌ها هستند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برای درمان

📌 چاره کردن

📌 درمانی

جمله سازی با لعلاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سافر إلى المدينة الكبيرة لعلاج ابنه عند الطبيب المختص.

او برای درمان پسرش نزد یک پزشک متخصص به شهر بزرگ سفر کرد.

💡 ذهب المريض إلى المستشفى لعلاج الألم في ظهره.

بیمار برای درمان کمردرد به بیمارستان مراجعه کرد.

💡 انتقل الطبيب من القرية ایل المركز الصحي القريب لعلاج المرضى.

پزشک از روستا به مرکز بهداشتی نزدیک نقل مکان کرد تا بیماران را درمان کند.

💡 استخدمت الأم الأعشاب الطبيعية لعلاج بعض الأعراض البسيطة في المنزل.

مادر از گیاهان طبیعی برای درمان برخی علائم جزئی در خانه استفاده کرد.

💡 وصف الطبيب ترياقًا مناسبًا لعلاج التسمم بعد أن ظهرت الأعراض على المريض سريعًا.

پزشک پس از بروز سریع علائم بیمار، پادزهر مناسبی برای درمان مسمومیت تجویز کرد.

💡 تُستخدم هذه العشبة أحيانًا في الطب الشعبي لعلاج بعض الأعراض البسيطة.

این گیاه گاهی در طب عامیانه برای درمان برخی علائم جزئی استفاده می‌شود.

💡 استخدموا كريمًا جلديًا لعلاج التهيّج الخفيف.

برای درمان سوزش خفیف از کرم پوست استفاده کنید.

💡 استخدموا برنامجًا جديدًا لعلاج مشكلة البطء في النظام.

آنها از یک برنامه جدید برای رفع مشکل کندی سیستم استفاده کردند.

💡 يبحث العلماء دائمًا عن سبيل أفضل لعلاج الأمراض المستعصية.

دانشمندان همواره به دنبال راهی بهتر برای درمان بیماری‌های صعب‌العلاج هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران