العزف

🌐 بازی کردن

«العزف» به معنی نواختن موسیقی، به‌ویژه با ساز، است. این واژه هم برای خودِ عمل نوازندگی و هم برای صدای حاصل از آن استفاده می‌شود. در عربی، «عزف» می‌تواند به معنای نواختن تار، عود، نی و دیگر سازها باشد و در ادبیات، گاهی به آواز یا صدای دلنشین نیز اشاره می‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بازی کردن

📌 انفرادی

📌 زدن

📌 سنگ

📌 چنگ زدن

📌 کمانچه

جمله سازی با العزف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يزورُ الطلابُ معهد َ الموسيقى كلَّ مساءٍ لتحسين أدائهم في العزف والغناء.

دانش‌آموزان هر شب برای بهبود عملکرد خود در نواختن ساز و آواز به موسسه موسیقی مراجعه می‌کنند.

💡 جعلني حبي للموسيقى أتعلم العزف رغم الصعوبات الأولى.

عشق من به موسیقی باعث شد که با وجود سختی‌های اولیه، نواختن را یاد بگیرم.

💡 ‫َ‬ ‫َ‬ ‫في العزف على أوتار األلم واحدة تلوى األخرى‪

نواختن با تارهای درد، یکی پس از دیگری

💡 انضمت أختي إلى فرقة المدرسة الموسيقية بعد أن تعلّمت العزف على الكمان.

خواهرم بعد از اینکه ویولن زدن را یاد گرفت، به گروه موسیقی مدرسه پیوست.

💡 يحتاج العزف إلى تدريب يومي وصبر طويل حتى يصل إلى الإتقان.

نواختن موسیقی نیاز به تمرین روزانه و صبر زیاد برای رسیدن به تسلط دارد.

💡 أثار العزف الجميل إعجاب الجمهور خلال الحفل المدرسي مساء الأمس.

اجرای زیبای این گروه دیشب در کنسرت مدرسه، حضار را تحت تأثیر قرار داد.

💡 ‬بوؾ كـوت‬ ‫أاضل ؤعظؿ واتل يف ؤؿارسة العزف عىل آلة البزق‪.

بوز کوت عادل ؤعز تُل یف ٿراسا الازف علا البزق.

💡 أفت ْح عـ مؾؽ إدقا التل مرى الديـ اد ّ‬‫حرم العزف عىل أٓت الؿقسقؼقة الؿختؾػة‪.

درِ تپه را باز کن، و درِ بازی کردن ممنوع است.

💡 بدأ الطفل يتعلم العزف على العود في مركز الموسيقى القريب من منزله.

این کودک در مرکز موسیقی نزدیک خانه‌اش شروع به یادگیری نواختن عود کرد.

کلمات مرتبط