الطبي
🌐 دکتر
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پزشکی
📌 سلامت
📌 دارو
📌 دارویی
📌 بالینی
جمله سازی با الطبي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يعمل أخي في المجال الطبي منذ أكثر من عشر سنوات.
برادرم بیش از ده سال است که در حوزه پزشکی فعالیت میکند.
💡 ان يمکن لا تؤجل الفحص الطبي إذا شعرت بتعب مفاجئ.
اگر ناگهان احساس خستگی کردید، معاینه پزشکی را به تعویق نیندازید.
💡 عاد المريض إِلى الحياة بعد عملية معقدة أجراها الفريق الطبي بنجاح.
بیمار پس از یک عمل جراحی پیچیده که با موفقیت توسط تیم پزشکی انجام شد، دوباره زنده شد.
💡 قبل التنظير الداخلي، شرح الفريق الطبي للمريض خطوات الفحص والاحتياطات اللازمة.
قبل از آندوسکوپی، تیم پزشکی مراحل معاینه و احتیاطهای لازم را برای بیمار توضیح دادند.
💡 انتهوا من الفحص الطبي ثم عادوا إلى المنزل مطمئنين.
آنها معاینه پزشکی را تمام کردند و سپس با اطمینان خاطر به خانه بازگشتند.
💡 ظهرت العجفا في التقرير الطبي كإشارة إلى ضعف واضح في بنية المريض الغذائية.
لاغری مفرط در گزارش پزشکی به عنوان نشانهای از ضعف آشکار در ساختار تغذیهای بیمار ذکر شده بود.
💡 تحتاج المريضة إلى متابعة يومية بعد العملية، حتى يطمئن الفريق الطبي على تحسن حالتها.
بیمار پس از عمل نیاز به پیگیری روزانه دارد تا تیم پزشکی از بهبود وضعیت او مطمئن شود.
💡 املاء من الطبيبِ التقريرَ الطبي بعد انتهاء الفحص مباشرة.
پزشک بلافاصله پس از اتمام معاینه، گزارش پزشکی را دیکته میکند.
💡 الحالة هذه تتطلب تدخلاً سريعًا من الفريق الطبي قبل أن تتفاقم الأعراض.
این وضعیت نیاز به مداخله سریع تیم پزشکی قبل از بدتر شدن علائم دارد.
💡 يحتاج العامل الطبي إلى تدريب مستمر ليواكب التطورات الحديثة في العلاج.
متخصصان پزشکی برای همگام شدن با پیشرفتهای مدرن در درمان، به آموزش مداوم نیاز دارند.
💡 يهتمّ الطبي بتشخيص المرض بدقة قبل وصف العلاج المناسب للمريض.
پزشک قبل از تجویز درمان مناسب برای بیمار، به تشخیص دقیق بیماری اهمیت میدهد.
💡 تعاون الفريق الطبي بسرعة لإنقاذ المصاب بعد الحادث مباشرة.
تیم پزشکی بلافاصله پس از حادثه به سرعت برای نجات فرد مصدوم اقدام کرد.