الشرب

🌐 نوشیدن

به معنای «نوشیدن» است و عملِ آب یا مایع را به درون بردن بیان می‌کند. همچنین در برخی کاربردها به سهم یا نوبت آب برای آبیاری و حتی به معنای «آبخور» یا «جای نوشیدن» نیز آمده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نوشیدن

📌 نوشیدنی

📌 مشروب خور

📌 مشروب

📌 مشروب الکلی

جمله سازی با الشرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وضعتْ السيدةُ كاسها على الرفّ بعد أن انتهت من الشرب.

خانم بعد از اینکه نوشیدنی‌اش را تمام کرد، لیوانش را روی قفسه گذاشت.

💡 حمل العمّال مياه الشرب إلى القرية بعد أن تعطلت المضخة القديمة.

کارگران پس از خراب شدن پمپ قدیمی، آب آشامیدنی را به روستا حمل کردند.

💡 تعتمد بعض القرى على المياا المخزنة في السدود لتأمين الشرب خلال فصل الصيف.

برخی روستاها برای تأمین آب آشامیدنی در طول تابستان به آب ذخیره شده در سدها متکی هستند.

💡 يمنع الشرب في بعض الأماكن العامة احترامًا للنظام والآداب.

نوشیدن در برخی از اماکن عمومی به دلیل احترام به نظم و ادب ممنوع است.

💡 حملَ الرجلُ الماءَ بِالْكَفِّ عندما انقطعَتِ المرافقُ في القرية، فساعدَ الأطفالَ على الشرب.

وقتی امکانات روستا قطع شد، مرد آب را در دست گرفت و به بچه‌ها کمک کرد تا آب بنوشند.

💡 وضعت الأم كوب من الماء قرب الطفل ليستطيع الشرب متى شعر بالعطش.

مادر، ظرف آبی را نزدیک کودک گذاشت تا هر وقت احساس تشنگی کرد، از آن بنوشد.

💡 تُستخدم المياه في الشرب والطبخ والتنظيف والزراعة والصناعة.

آب برای آشامیدن، پخت و پز، نظافت، کشاورزی و صنعت استفاده می‌شود.

💡 أرادت الأم غليها قبل تقديمها للأطفال للتأكد من سلامة الشرب والنظافة.

مادر می‌خواست قبل از دادن آن به بچه‌ها، آن را بجوشاند تا از نوشیدن ایمن و رعایت بهداشت اطمینان حاصل کند.

💡 نصح الطبيب المريض بتقليل الشرب والحفاظ على الماء النظيف فقط.

پزشک به بیمار توصیه کرد که میزان نوشیدن خود را کاهش دهد و فقط آب تمیز مصرف کند.

💡 كانت احلاجة إلى الماء شديدة في ذلك اليوم الحار، لذلك أسرع الجميع إلى الشرب.

در آن روز گرم نیاز به آب بسیار زیاد بود، بنابراین همه برای نوشیدن آب هجوم آوردند.

کلمات مرتبط