الخلاف

🌐 اختلاف

«الخلاف» یعنی اختلاف، ناسازگاری، مخالفت یا درگیریِ نظر و رأی میان دو یا چند نفر. این واژه هم در مسائل فکری و سیاسی به کار می‌رود و هم در روابط اجتماعی، وقتی دیدگاه‌ها با هم سازگار نباشند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اختلاف نظر

📌 جنجال

📌 ردیف

📌 اختلاف و نفاق

📌 تفاوت

جمله سازی با الخلاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نشبَ الخلاف بين الجارينِ بسببِ حدودِ الأرضِ واستمرَّ لأيامٍ عديدة.

اختلاف بین دو همسایه بر سر مرزهای زمینی آغاز شد و روزهای زیادی ادامه یافت.

💡 انحل الخلاف بسرعة عندما تدخل المدير بحكمة وهدوء.

وقتی مدیر با تدبیر و آرامش مداخله کرد، اختلاف به سرعت حل شد.

💡 حاول المدير أن اقهر الخلاف بين الموظفين بالحوار والهدوء.

مدیر سعی کرد با گفتگو و آرامش، اختلاف بین کارمندان را حل کند.

💡 لا يجوز الرد بالشر على الإساءة، لأن ذلك يزيد الخلاف تعقيدًا.

پاسخ دادن به توهین با بدگویی جایز نیست، زیرا این کار فقط اختلاف را پیچیده‌تر می‌کند.

💡 حاولَ المديرُ حلَّ الخلاف بين الموظفينَ قبلَ أن يؤثرَ في سيرِ العمل.

مدیر سعی کرد اختلاف بین کارمندان را قبل از اینکه بر روند کار تأثیر بگذارد، حل کند.

💡 ساعد النقاش الهادئ بين الطرفين على حل الخلاف دون أي تصعيد.

گفتگوی آرام بین دو طرف به حل و فصل اختلاف بدون هیچ گونه تشدید تنش کمک کرد.

💡 كان الخلاف بالأساس بسبب سوء الفهم وليس بسبب العداء.

اختلاف نظر عمدتاً ناشی از سوءتفاهم بود، نه خصومت.

💡 كانت املقا قصيرة، لكنها ساعدت الجميع على فهم الخلاف بسرعة.

سخنرانی کوتاه بود، اما به همه کمک کرد تا به سرعت اختلاف نظر را درک کنند.

💡 تعامَلَت الأم بحكمة مع الخلاف بين أبنائها حتى لا يتفاقم النزاع.

مادر با درایت با اختلاف بین فرزندانش برخورد کرد تا درگیری تشدید نشود.

💡 غالبًا ما يبدأُ الخلاف برأيٍ صغيرٍ ثم يتّسعُ إذا لم يُعالجْ بهدوءٍ.

اختلاف نظرها اغلب با یک نظر کوچک شروع می‌شوند و اگر با آرامش حل نشوند، تشدید می‌شوند.

💡 بادبه إلى حلّ الخلاف قبل أن يتوسع بين الزملاء.

او پیش از آنکه اختلاف بین همکارانش بالا بگیرد، ابتکار عمل را برای حل آن به دست گرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران