الحصار

🌐 محاصره

الحصار یعنی «محاصره»؛ یعنی اینکه یک شهر، قلعه، گروه، یا منطقه را از بیرون در تنگنا قرار دهند تا راه ورود و خروج آن بسته شود. این واژه بیشتر در زمینه‌های جنگی و سیاسی به کار می‌رود، اما گاهی در معنای مجازی هم می‌آید، مثل محاصره اقتصادی یا رسانه‌ای. در اصل، الحصار نوعی محدود کردن شدید و محکمِ یک مکان یا موجودیت است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 محاصره

📌 تحریم

📌 بسته شدن

📌 تحریم‌ها

جمله سازی با الحصار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرضت القوات الحصار على المدينة لمنع دخول الإمدادات.

این نیروها برای جلوگیری از ورود آذوقه، شهر را محاصره کردند.

💡 أثّر الحصار الاقتصادي على حياة الناس اليومية بشكل كبير.

تحریم‌های اقتصادی تأثیر قابل توجهی بر زندگی روزمره مردم داشته است.

💡 انتهى الحصار بعد مفاوضات طويلة بين الأطراف المتنازعة.

این محاصره پس از مذاکرات طولانی بین طرف‌های درگیر پایان یافت.

💡 رفض الجنود الاستسلام رغم الحصار الطويل ونقص الطعام والذخيرة.

سربازان با وجود محاصره طولانی و کمبود غذا و مهمات، از تسلیم شدن خودداری کردند.

💡 كان صمودُ المدينة أمام الحصار مثالًا على الوحدة والإرادة الجماعية.

پایداری شهر در برابر محاصره، نمونه‌ای از وحدت و اراده جمعی بود.

💡 تحررت المدينة من الحصار بعد مقاومة طويلة وصبر كبير.

این شهر پس از مقاومت طولانی و صبر فراوان از محاصره آزاد شد.

💡 رفض الجنود االستسالم رغم نفاد الذخيرة واستمرار الحصار طوال الليل.

سربازان با وجود تمام شدن مهمات و ادامه محاصره در طول شب، از تسلیم شدن خودداری کردند.

کلمات مرتبط