الحاکمة

🌐 حاکم

«الحاکمة» مؤنثِ «الحاکم» است و به معنای «زن حاکم»، «داور زن» یا «حاکمیت» در برخی کاربردها می‌آید. این واژه هم برای زنی که نقش سیاسی یا مدیریتی دارد استفاده می‌شود و هم در بعضی متن‌ها برای اشاره به امر یا نهادی که قدرت حکم‌رانی دارد.

جمله سازی با الحاکمة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زار الناس الحاكمة العایلة لطلب المساعدة في بعض القضايا.

مردم برای درخواست کمک در مورد برخی مسائل به خانواده حاکم مراجعه می‌کردند.

💡 تحدثت الصحف عن الحاكمة العایلة بعد صدور القرار الجديد.

روزنامه‌ها پس از صدور تصمیم جدید، درباره خانواده حاکم صحبت کردند.

💡 حضرت الحاكمة اجتماعًا مهمًا مع كبار المسؤولين في العاصمة.

استاندار در جلسه مهمی با مقامات ارشد پایتخت شرکت کرد.

💡 استقبلت الحاكمة الوفد الأجنبي بابتسامة واحترام كبيرين.

استاندار با لبخند و احترام فراوان از هیئت خارجی استقبال کرد.

💡 أعلنت الحاكمة عن خطة جديدة لدعم التعليم والصحة.

فرماندار از طرح جدیدی برای حمایت از آموزش و بهداشت خبر داد.

💡 ناقشت الحاكمة العایلة مستقبل الأسرة خلال الاجتماع الرسمي.

فرماندار در جلسه رسمی درباره آینده خانواده صحبت کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران