الحاضرين

🌐 حاضرین

«الحاضرين» همان «حاضرین» است و شکل دیگری از جمعِ «حاضر» در حالت‌های دستوری عربی محسوب می‌شود. معنای آن نیز «حاضران» است و بسته به نقش نحوی در جمله تغییر اعراب می‌دهد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 حاضر

📌 شرکت‌کنندگان

📌 در حضور

📌 مخاطب

📌 حضور

📌 همراهان

جمله سازی با الحاضرين

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طرح الصحفي سؤالًا مهمًا أثار اهتمام الحاضرين في القاعة.

خبرنگار سوال مهمی را مطرح کرد که توجه حاضران در سالن را جلب کرد.

💡 وزّعَ الموظفُ على الحاضرين بطاقاتٍ تعريفيةً عندَ مدخلِ المؤتمرِ.

کارمند در ورودی کنفرانس کارت‌های شناسایی را به شرکت‌کنندگان توزیع کرد.

💡 حاول الشيخ شرح المسألة، ولكن بعض الحاضرين لم يفهموا الفكرة من أول مرة.

شیخ سعی کرد مسئله را توضیح دهد، اما برخی از حاضران بار اول متوجه منظور نشدند.

💡 طلبَ المنظمُ من الحاضرين الانتقالَ إلى القاعةِ المجاورةِ قبلَ بدءِ المحاضرةِ.

برگزارکننده از شرکت‌کنندگان خواست قبل از شروع سخنرانی به سالن مجاور بروند.

💡 شكرَ المتحدثُ الحاضرين على صبرِهِم ومشاركتِهِم الفعالةِ في النقاشِ.

سخنران از حضار به خاطر صبر و شکیبایی و مشارکت فعالشان در بحث تشکر کرد.

💡 كتبها الكاتب على اللوحة: الدشک، ثم طلب من الحاضرين شرحها.

نویسنده روی تخته نوشت: «دوشک»، سپس از حاضران خواست تا آن را توضیح دهند.

💡 في نهاية الاجتماع، الذي کل الحاضرين أرادوه هو حلّ عمليّ سريع.

در پایان جلسه، چیزی که همه حاضران می‌خواستند، یک راه حل سریع و عملی بود.

💡 لم يفهم الزوار سبب الشيخ ذلک حتى شرح لهم أحد الحاضرين القصة كاملة.

ملاقات کنندگان دلیل کارهای شیخ را نفهمیدند تا اینکه یکی از حاضران تمام ماجرا را برایشان تعریف کرد.

💡 كان الدين صالح من أوائل الحاضرين في الاجتماع، ودوّن الملاحظات باهتمام كبير طوال الجلسة.

الدین صالح جزو اولین کسانی بود که به جلسه رسید و در تمام طول جلسه با علاقه فراوان یادداشت برداری کرد.

💡 وقف ال علي أمام الحاضرين لشرح تفاصيل المشروع.

العلی در مقابل حاضرین ایستاد تا جزئیات پروژه را توضیح دهد.

💡 كان رأيه اکثر ال آراء الحاضرين قبولاً بسبب وضوح حججه وهدوئه.

نظر او به دلیل وضوح استدلال‌ها و آرامشش، از بین همه نظرات حاضران، قابل قبول‌ترین بود.

💡 كان الصمت من الحاضرين علامة احترام أثناء دقيقة الحداد.

سکوت حاضران در طول یک دقیقه سکوت، نشان از احترام بود.

کلمات مرتبط