الجيب

🌐 جیب

به معنی «جیبِ لباس» است، و در برخی کاربردهای قدیمی‌تر به معنای «شکاف، فرورفتگی، گریبان یا سینهٔ لباس» هم می‌آید. در زبان امروزی، رایج‌ترین معنی آن همان «جیب» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 جیب

📌 جیپ™

📌 محاصره

📌 سینوس

📌 دفترچه جیبی

جمله سازی با الجيب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت الورقة مقذ الجيب حتى لا تضيع بين المستندات الأخرى في الحقيبة.

کاغذ توی جیب بود تا بین بقیه مدارک توی کیف گم نشود.

💡 فتشت في الجيب الداخلي، وجدها هناك مطوية بعناية.

جیب داخلی را گشتم و آن را آنجا پیدا کردم، با دقت تا شده.

💡 يدي في الجيب لأن الجو كان باردًا جدًا في الخارج.

دستم توی جیبم بود چون بیرون خیلی سرد بود.

💡 وضعت المفاتيح في الجيب حتى لا تضيع أثناء المشي.

کلیدها را در جیبم گذاشتم تا موقع راه رفتن گم نشوند.

💡 غرفيت المفاتيح في الجيب ثم خرجتَ دون أن تنتبه.

کلیدها را در جیبت گذاشتی و بعد بدون اینکه متوجه شوی، بیرون رفتی.

💡 يسقط الهاتف أحيانًا من الجيب إذا كان الحامل غير محكم.

گاهی اوقات اگر نگهدارنده محکم نباشد، گوشی از جیب می‌افتد.

💡 حستش يدها في الجيب بحثًا عن المفتاح المفقود.

دستش را در جیبش فرو برد و دنبال کلید گمشده‌اش گشت.

💡 كان الجيب الصغير في القميص مناسبًا لحمل القلم والهاتف.

جیب کوچک پیراهن برای حمل خودکار و تلفن مناسب بود.

💡 خززت الهاتف في الجيب الداخلي خوفًا من السقوط.

از ترس اینکه گوشی از دستم بیفتد، آن را در جیب داخلی شلوارم گذاشتم.

💡 أخرج الرجل محفظته من الجيب وسدد ثمن القهوة سريعًا.

مرد کیف پولش را از جیبش بیرون آورد و سریع پول قهوه را پرداخت کرد.

💡 كان الهاتف في الجيب طوال الوقت، لذلك لم يشعر به أحد.

گوشی تمام مدت توی جیبش بود، برای همین کسی متوجه نشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران