جيوب
🌐 جیبها
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جیبها
📌 سینوس
📌 مناطق محصور
📌 سینوزیت
📌 جیب
📌 محاصره
جمله سازی با جيوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشتريتُ حقيبة سفر، وفيھا جيوب كثيرة تُسهّل ترتيب الملابس والأدوات الشخصية.
من یک کیف مسافرتی با جیبهای زیاد خریدم که مرتب کردن لباسها و وسایل شخصی را آسانتر میکند.
💡 وضعتُ المفاتيحَ في جيوب القميصِ حتى لا أضيعها أثناءَ المشي.
کلیدها را در جیب پیراهنم گذاشتم تا موقع راه رفتن گمشان نکنم.
💡 قبل أن أشتري الحقيبة، أردت أن أعرف: ماذا يوجد في هذا؟ من جيوب وأقسام.
قبل از اینکه کیف را بخرم، میخواستم بدانم: چه چیزهایی داخلش است؟ جیب و محفظه دارد.
💡 كيف أترك مصير عزلتى لغيرى وهى ما بدأت منها وجودى وعرفت جيوب بشاعتى
چگونه میتوانم سرنوشت انزوای خود را به دیگران بسپارم، در حالی که از همین انزواست که هستیام آغاز شده و از همانجاست که به زشتیهایم پی بردهام؟
💡 يفحصُ الناسُ جيوب هم قبلَ الخروجِ من المنزلِ للتأكدِ من وجودِ كلِّ شيء.
مردم قبل از خروج از خانه جیبهایشان را بررسی میکنند تا مطمئن شوند همه چیز را برداشتهاند.
💡 كانت جيوب المعطفِ كبيرةً بما يكفي لحملِ الهاتفِ والمحفظةِ.
جیبهای کت به اندازهای بزرگ بودند که میتوانستند گوشی و کیف پول را در خود جای دهند.