الجوز
🌐 گردو
دیکشنری عربی به فارسی
📌 گردو
📌 مهره
📌 بلوط
📌 پکان
📌 هیکوری
📌 آجیلی
جمله سازی با الجوز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناولتني حبّات من التّين المج ّفف وحبّات من الجوز
او مقداری انجیر خشک و گردو به من داد.
💡 تحتفظ أطراف الألباب الطازجة بألوانها الفاتحة، في حين أن الحافة المظلمة "تعطي" الجوز القديم، الأفضل وضعه جانباً،
مغزهای تازه رنگ روشن خود را حفظ میکنند، در حالی که لبه تیره آن، گردوی کهنهای را نشان میدهد که بهتر است کنار گذاشته شود.
💡 أثناء التجول في البستان، أعجبنا بأشجار الجوز الأبيض الشاهقة.
هنگام قدم زدن در باغ، درختان سر به فلک کشیده گردوی سفید را تحسین کردیم.
💡 أضافت الطاهية الجوز إلى الحلوى ليمنحها طعمًا غنيًا ومقرمشًا.
سرآشپز به این دسر گردو اضافه کرد تا طعمی غنی و ترد به آن بدهد.
💡 اشترى التاجر كيسًا كبيرًا من الجوز من السوق الشعبي.
تاجر یک کیسه بزرگ گردو از بازار محلی خرید.
💡 يُعدّ الجوز من المكسرات المفيدة التي يفضلها كثير من الناس.
گردو یک مغز مفید است که بسیاری از مردم آن را ترجیح میدهند.