الجواز

🌐 گذرنامه

واژهٔ «الجواز» در عربی به‌معنای اجازه، رخصت، امکان و گاهی عبور و گذر کردن است. در کاربردهای رسمی نیز می‌تواند به معنای مجوز یا سند اجازه باشد؛ مثل جواز عبور یا جواز سفر. پس این کلمه هم بار معنایی «مجاز بودن» دارد و هم در برخی زمینه‌ها به «مدرک اجازه» اشاره می‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 گذرنامه

📌 مجاز بودن

📌 عبور

📌 عدم جواز

جمله سازی با الجواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فتحتُ حقیبتھا لأتأكد من وجود الجواز قبل المغادرة إلى المطار.

قبل از رفتن به فرودگاه، کیفش را باز کردم تا مطمئن شوم گذرنامه‌اش را همراه دارد.

💡 احتفظت العائلة بـ الجواز في مكان آمن أثناء رحلتهم الطويلة.

خانواده در طول سفر طولانی خود گذرنامه را در جای امنی نگه داشتند.

💡 تأخر إصدار الجواز بسبب نقص بعض الأوراق المطلوبة من صاحب الطلب في الدائرة الرسمية.

صدور گذرنامه به دلیل کمبود برخی مدارک مورد نیاز از سوی متقاضی در اداره رسمی به تأخیر افتاد.

💡 انتهت إجراءات الجواز بسرعة في المطار بعد تدقيق الموظف في البيانات.

مراحل گذرنامه پس از بررسی اطلاعات توسط کارمند، به سرعت در فرودگاه انجام شد.

💡 في المطار، لم يسألوني عن الجواز فقط، بل عن كم يبلغ وزنک أيضاً أحياناً.

در فرودگاه فقط در مورد گذرنامه از من سوال نمی کردند، بلکه گاهی وزنم را هم می پرسیدند.

💡 هل يمكنني أريد التبليغ عن سرقة الجواز الآن، أم يجب أن أحضر بعض الأوراق أولاً؟

آیا می‌توانم الان سرقت گذرنامه را گزارش دهم، یا ابتدا باید مدارکی را همراه داشته باشم؟

💡 طلبت الشرطة من المسافر إبراز الجواز عند نقطة التفتيش الحدودية.

پلیس از مسافر خواست تا گذرنامه خود را در ایست بازرسی مرزی نشان دهد.

کلمات مرتبط