الجواد

🌐 اسب

یعنی «بخشنده» یا «سخاوتمند»؛ همچنین در بعضی کاربردها به «اسب اصیل و تیزرو» هم گفته می‌شود. در عربی، «جواد» بیشتر به معنای کسی است که سخاوت زیادی دارد و دست‌ودل‌باز است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اسب

📌 کایوس

📌 الجواد

📌 اسب سواری

📌 زین

📌 جواد

جمله سازی با الجواد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان الجواد يقف بثبات أمام الإسطبل ويبدو عليه الهدوء والهيبة.

اسب محکم و استوار جلوی اصطبل ایستاده بود و آرام و باوقار به نظر می‌رسید.

💡 أثناء تنزهنا، واجهنا قطيع صغير من خيول الجواد الصغير.

در طول پیاده‌روی‌مان، با گله کوچکی از اسب‌های پونی جوان مواجه شدیم.

💡 وقف المدرب يشرح للمتدربين كيف يثبتون على صهو الجواد جيدًا.

مربی ایستاده بود و به کارآموزان توضیح می‌داد که چگونه به درستی روی اسب بنشینند.

💡 صهل الجواد فجأة عندما مرّت العربة أمامه بسرعة.

اسب ناگهان شیهه ای کشید، در حالی که کالسکه با سرعت از کنارش رد می شد.

💡 اعتلى الفارس صهوة الجواد قبل أن يبدأ العرض أمام الجمهور.

سوارکار قبل از شروع نمایش در مقابل تماشاگران سوار بر اسب شد.

💡 ، الجواد النبيل، الفخور النزيهة عليك أخدي إلى أي كان

ای اسب نجیب، مغرور و ارجمند، هر جا که هستی مرا ببر.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران