الجبني

🌐 پنیر

این واژه می‌تواند به‌صورت نسبی یا صفتی به «ترسویی» یا «بزدلانه» مربوط باشد، یعنی چیزی که از ترس یا بزدلی ناشی شده است. در برخی موارد ممکن است در بافت‌های خاص معنای دقیق‌تری بگیرد، اما به‌طور کلی به ویژگی «جبن» نسبت داده می‌شود.

صفت (adjective)

📌 پنیری

جمله سازی با الجبني

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت رائحة الخبز مع الحشو الجبني تدل على طعام شهيّ ومجهز حديثًا.

بوی نان با مواد پنیری، خبر از یک غذای خوشمزه و تازه آماده شده می‌داد.

💡 يفضل بعض الزبائن الساندويش الجبني مع الطماطم والخس.

بعضی از مشتریان ساندویچ پنیر با گوجه فرنگی و کاهو را ترجیح می‌دهند.

💡 هي تحب الطعم الجبني اللذيذ لبيتزا كلاسيكية بطبقة عميقة مع البيبروني.

او عاشق طعم پنیری خوشمزه‌ی یک پیتزای کلاسیک با خمیر عمیق و پپرونی است.

💡 كان الخبز الجبني يتمتع برائحة شبيهة بالجبن ملأت المطبخ بالدفء.

نان پنیری عطری شبیه پنیر داشت که آشپزخانه را پر از گرما می‌کرد.

💡 اشترى البائع قطعة الجبني لتضاف إلى الفطائر الساخنة في الصباح.

فروشنده آن برش پنیر را خرید تا صبح به پنکیک‌های داغ اضافه کند.

💡 أثنى الضيوف على الطبق في الحفلة، وطالبوا بحصص إضافية من الخير الجبني النادر.

مهمانان حاضر در مهمانی از غذا تعریف کردند و درخواست کردند که از این غذای خوشمزه و کمیاب پنیری، مقدار بیشتری به آنها اضافه شود.

کلمات مرتبط