التواجد

🌐 حضور

به معنای حضور داشتن، خود را حاضر نشان دادن، یا در برخی متون عرفانی حالتِ وجد و شور معنوی پیدا کردن است. این واژه بسته به زمینه می‌تواند معنای «حضور» یا «حالِ وجد» داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 حضور

📌 بودن

📌 وجود داشته باشد

📌 ماندن

📌 وجود

جمله سازی با التواجد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬ولكنها كانت تتغيب‬ ‫كثريا بحجة التصوير اخلارجي ملسلسل جديد آخر حيتاج منها التواجد املستمر‪

با این حال، او اغلب غایب بود و دلیل آن را فیلمبرداری در محل برای سریال جدید دیگری ذکر می‌کرد که نیاز به حضور مداوم او داشت.

💡 ‬لينقلونا إلى سكن عائلي مخص ص‪,‬‬ ‫تعبت من التواجد مع المئات من الغرباء‪.

آنها باید ما را به یک اقامتگاه خصوصی خانوادگی منتقل کنند؛ من از بودن با صدها غریبه خسته شده‌ام.

💡 يعمل العديد من النشطاء جاهدين لمواجهة التواجد المتزايد لليمين المتطرف.

بسیاری از فعالان به شدت در تلاشند تا با حضور رو به رشد راست افراطی مقابله کنند.

💡 عرفت أنه لا يمكنني التواجد على أرضين في الوقت عينه

می‌دانستم که نمی‌توانم همزمان در دو سرزمین باشم.

💡 ‬‫قالها وقد انتواها بالفعل قبل معرفته بها ؼير أنها الفكرة التى اؼتالها حبه لها ورؼبته الدابمة‬ ‫فى التواجد الى جوارها يؤتيه ردها‪:‬‬ ‫ال تفعل

او این را گفت، در حالی که قبل از آشنایی با او، چنین قصدی داشت، اما فکری که او را به خود مشغول کرده بود - عشقش به او و آرزوی همیشگی‌اش برای بودن در کنارش - با پاسخ او مواجه شد: نکن.

💡 قال المسؤول إن من ليست معنية بالمشروع لا تحتاج إلى التواجد في القاعة.

این مقام مسئول گفت: کسانی که در این پروژه دخیل نیستند، نیازی به حضور در سالن ندارند.

کلمات مرتبط