التبل
🌐 چاشنی
این واژه بهطور معمول در عربی به «طبل» یا نوعی ساز کوبهای نزدیک است، ولی املای رایجتر «الطبل» است. اگر بهصورت «التبل» آمده باشد، ممکن است شکل لهجهای یا نوشتاریِ نادقیق باشد. در معنای کلی، به ساز کوبهای یا طبل اشاره دارد.
جمله سازی با التبل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جلس المسافر في التبل الحار قرب الخيمة منتظرًا قدوم الرفاق عند الغروب.
مسافر در چشمه آب گرم نزدیک چادر نشست و منتظر رسیدن همراهانش هنگام غروب آفتاب شد.
💡 وك مـا ع بـر موكاروفسكي فإن اللغة الشعرية ال توظـف لخد مـة التبل يـد
همانطور که موکاروفسکی بیان کرد، زبان شاعرانه برای کند کردن ذهن به کار گرفته نمیشود.
💡 في بعض اللهجات، يختلف معنى التبل من منطقة إلى أخرى حسب الاستعمال الشعبي.
در برخی گویشها، معنای «طبل» بسته به کاربرد رایج، از منطقهای به منطقه دیگر متفاوت است.