تبل
🌐 طبل
«تبل» میتواند بهعنوان اسم به معنی «طبل» یا «دهل» باشد، اما اگر در ساختار فعلی دیده شود ممکن است بخشی از فعل یا ریشهای دیگر باشد. بدون حرکت و متن، معنای دقیق آن قطعی نیست. در رایجترین کاربرد اسمی، «تبل» همان «طبل» یا نوعی ساز کوبهای است.
فعل (verb)
📌 فرسوده شدن
جمله سازی با تبل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نسيم البحر تبل وجوهنا بلطف، فشعرنا بالانتعاش والهدوء.
نسیم ملایم دریا صورتمان را مرطوب میکرد و احساس طراوت و آرامش داشتیم.
💡 أما ونحن في أيامنا هذه فعلينا أن ننساها كليا ْ كانت تبل ُغ ألف درهم كل شهر
اما در زمان ما، باید آن را کاملاً فراموش کنیم. قبلاً ماهانه هزار درهم بود.
💡 المطر الخفيف تبل ثيابنا ونحن نسير قرب الحديقة مساءً.
عصر که نزدیک پارک قدم میزدیم، باران ملایم لباسهایمان را خیس کرد.
💡 لا تترك الماء تبل الأرضية حتى لا تصبح زلقة وخطرة.
نگذارید آب کف زمین را خیس کند تا لغزنده و خطرناک نشود.