التاکد
🌐 تأیید
دیکشنری عربی به فارسی
📌 برای اطمینان
📌 اطمینان از
📌 تایید شده
📌 برای اطمینان یافتن
📌 تأیید کردن
📌 برای بررسی
جمله سازی با التاکد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طلب الطبيب من الممرض التاکد من نتيجة التحليل قبل اتخاذ القرار النهائي.
پزشک از پرستار خواست قبل از تصمیم نهایی، نتایج آزمایش را تأیید کند.
💡 لا بد من التاکد من صلاحية البطاقة قبل الدخول إلى القاعة.
قبل از ورود به سالن، بررسی اعتبار کارت الزامی است.
💡 لا بد من التاکد من صحة الخبر قبل نشره بين الناس.
قبل از انتشار اخبار بین مردم، لازم است از صحت آنها اطمینان حاصل شود.
💡 كان الطبيب حذرًا وطلب من التاکد من نتيجة الفحص مرة أخرى.
پزشک محتاط بود و درخواست کرد که نتیجه آزمایش دوباره تأیید شود.
💡 طلب المدير من التاکد من صحة الأرقام قبل إرسالها إلى الشركاء.
مدیر درخواست کرد که ارقام قبل از ارسال به شرکا، تأیید شوند.
💡 قبل السفر، يجب التاکد من صلاحية الأوراق وجوازات الهوية.
قبل از سفر، باید از اعتبار مدارک و گذرنامههای هویتی خود اطمینان حاصل کنید.