البسة
🌐 لباس
صفت (adjective)
📌 تراجنسیتی
جمله سازی با البسة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لعبت البسة الصغيرة بالخيط قرب الباب طوال المساء.
گربه کوچولو تمام شب با نخ نزدیک در بازی کرد.
💡 صمت قليال ونظر في وجوههم كأنه يريد رؤية رد فعلهم على كالمه: قبضنا لينا بت جات السوق البسة منطلون!
لحظه ای مکث کرد و به چهره هایشان نگاه کرد انگار می خواست واکنش آنها را به حرفش ببیند: ما لینا، دختری که با شلوار به بازار آمده بود را گیر آوردیم!
💡 عبرت عن نفسها من خلال اختياراتها البسة الحيوية في الموضة.
او خودش را از طریق انتخابهای پر جنب و جوش مد خود ابراز میکرد.
💡 يستكشف العديد من الفنانين مواضيع البسة في أعمالهم لإثارة النقاش.
بسیاری از هنرمندان در آثار خود به مضامین لباس میپردازند تا بحث و گفتگو را برانگیزند.
💡 اعتنت الفتاة بـ البسة وأطعمتها الحليب والسمك.
دختر از گربه مراقبت میکرد و به او شیر و ماهی میداد.
💡 نامت البسة فوق الكرسي الدافئ عندما انخفضت درجة الحرارة.
وقتی دما پایین آمد، گربه روی صندلی گرم خوابش برد.