البحر من

🌐 دریایِ

این عبارت هم به‌تنهایی ناتمام است و می‌تواند به معنی «دریا از...» یا «از دریا» باشد. حرف اضافه «من» در عربی برای بیان منشأ، آغاز، یا جدایی به کار می‌رود، بنابراین معنی دقیق آن وابسته به جمله‌ای است که در آن آمده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دریا از

جمله سازی با البحر من

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جلسنا طول الرحلة نراقب البحر من نافذة القطار.

در تمام طول سفر نشسته بودیم و از پنجره قطار دریا را تماشا می‌کردیم.

💡 تذكرتُ مشالي في تلك المدينة عندما رأيت البحر من جديد.

وقتی دوباره دریا را دیدم، یاد سفرهایم به آن شهر افتادم.

💡 المسافرون يستمتعون بمشاهدة البحر من نافذة القطار.

مسافران از تماشای دریا از پنجره قطار لذت می‌برند.

💡 لراينا البحر من النافذة تلك الليلة، لبقينا نستمتع بالمشهد طويلًا.

اگر آن شب دریا را از پنجره دیده بودیم، مدت زیادی از منظره لذت می‌بردیم.

💡 كلما بتشوف البحر من الشرفة، يهدأ قلبك قليلًا.

هر وقت از بالکن دریا را می بینی، دلت کمی آرام می گیرد.

💡 شفت البحر من نافذة الفندق وكان المنظر مدهشًا جدًا.

از پنجره هتل دریا را دیدم و منظره واقعاً شگفت‌انگیز بود.

💡 خرج الرجل مع الفجر إلى البحر من أجل ٱلصيد.

مرد سپیده دم برای ماهیگیری به دریا رفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران