الامواج

🌐 امواج

جمعِ «موج» و به معنی «موج‌ها» است؛ معمولاً به موج‌های دریا، آب، صدا، یا حتی موج‌های الکترومغناطیسی و رادیویی گفته می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 امواج

📌 موج‌سواری

📌 موج

📌 جزر و مد

📌 متورم شدن

📌 اولا

جمله سازی با الامواج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أنت يُمْكِنُ أَنْ تُخبرَ حجمَ محيطِ بعددِ مرات الامواج المنكسرة في الدقيقة الواحدة.

شما می‌توانید اندازه یک اقیانوس را از تعداد دفعاتی که امواج در دقیقه می‌شکنند، تشخیص دهید.

💡 ارتفعت الامواج بقوة في البحر صباحًا، مما دفع الصيادين إلى تأجيل رحلتهم.

امواج صبح به شدت در دریا بالا آمدند و باعث شدند ماهیگیران سفر خود را به تعویق بیندازند.

💡 حذرت الأرصاد من الامواج العالية بسبب العاصفة القادمة من جهة الغرب.

هواشناسی نسبت به وقوع امواج بلند ناشی از طوفان از غرب هشدار داده است.

💡 القارب المهترئ هذا تحدى العديد من الامواج على طول الساحل الوعر.

این قایق فرسوده، امواج زیادی را در امتداد خط ساحلی ناهموار پشت سر گذاشت.

💡 كنت اركب الامواج هناك كلما سنحت لي الفرصه

هر وقت فرصتی پیش می‌آمد، آنجا موج‌سواری می‌کردم.

💡 استمتع السياح بمشاهدة الامواج وهي تضرب الصخور قرب الشاطئ في منظر جميل.

گردشگران از تماشای امواج که به صخره‌های نزدیک ساحل می‌کوبیدند و منظره‌ای زیبا را خلق می‌کردند، لذت می‌بردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران